دانلود آهنگ عارف به نام بمان مادر موزیک 364

آهنگهای ویژه

  • محمد لطفی - دریا لازمم

    دانلود آهنگ جدید محمد لطفی به نام دریا لازمم

  • دانلود آهنگ جدید رضا بهرام به نام نگار

  • میثم ابراهیمی - کی مثه منه

    دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام کی مثه منه

  • علی منتظری - جان دلم

    دانلود آهنگ جدید علی منتظری به نام جان دلم

  • علی لهراسبی - صورت

    دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی به نام صورت

  • دانلود آهنگ جدید امیر علی به نام ببین کاراتو

  • امید آمری - حیف

    دانلود آهنگ جدید امید آمری به نام حیف

  • دانلود آهنگ جدید کامی یوسفی به نام سنیوریتا

  • سهیل مهرزادگان - نگم برات

    دانلود آهنگ جدید سهیل مهرزادگان به نام نگم برات

  • دانلود آهنگ جدید امید آمری به نام آدم مرده

  • دانلود آهنگ جدید مسعود صادقلو به نام کارما

  • دانلود آهنگ جدید میثاق راد به نام چالوس

    دانلود آهنگ جدید میثاق راد به نام چالوس

  • دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به نام رد پا

  • رضا شیری - تموم دنیام

    دانلود آهنگ جدید رضا شیری به نام تموم دنیام

دانلود آهنگ عارف به نام بمان مادر

0

دانلود آهنگ عارف به نام بمان مادر از رسانه موزیک ۳۶۴

Download Old Music By Aref Called Beman Madar

 دانلود آهنگ عارف به نام بمان مادر

متن آهنگ بمان مادر از عارف

تلنگرميزند بر شيشه‌ها سرپنجه باران

نسيم سرد مي‌خندد به غوغاي خيابانها

دهان کوچه پر خون مي‌شود از مشت خمپاره

فشار درد مي‌دوزد لبانش را به دندانها

زمين گرم است از باران خون امروز

زمين از اشک خون‌آلوده خورشيد سيراب است

ببين آن گوش از بُن کنده را در موج خون مادر

که همچون لاله از لالاي نرم جوي در خواب است

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

که باران بلا مي‌باردت از آسمان بر سر

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

که باران بلا مي‌باردت از آسمان بر سر

در ماتم‌سراي خويش را بر هيچکس مگشا

که مهماني بغير از مرگ را بر در نخواهي ديد

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

زمين گرم است از باران بي‌پايان خون امروز

ولي دلهاي خونين جامگان در سينه‌ها سرد است

مبند امروز چشم منتظر بر حلقه اين در

که قلب آهنين حلقه هم آکنده از درد است

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

که باران بلا مي‌باردت از آسمان بر سر

نگاه خيره را از سنگفرش کوچه‌ها بردار

که اکنون برق خون مي‌تابد از آيينه خورشيد

دوچشم منتظر را تا به کي بر آستان خانه مي‌دوزي

تو ديگر سايه فرزند را بر در نخواهي ديد

نخـواهي ديد نخـواهي ديد

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

که باران بلا مي‌باردت از آسمان بر سر

ببين آن مغز خون‌آلوده را آن پاره دل را

که در زير قدمها مي‌تپد بي هيچ فريادي

سکوتي تلخ در رگهاي سردش زهر مي‌ريزد

بدو با طعنه مي‌گويد که بعد از مرگ آزادي

زمين مي‌جوشد از خون زير اين خورشيد عالم سوز

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود امروز

زمين گرم است از باران بي‌پايان خون امروز

ولي دلهاي خونين جامگان در سينه‌ها سرد است

مبند امروز چشم منتظر بر حلقه اين در

که قلب آهنين حلقه هم آکنده از درد است

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

که باران بلا مي‌باردت از آسمان بر سر

نگاه خيره را از سنگفرش کوچه‌ها بردار

که اکنون برق خون مي‌تابد از آيينه خورشيد

دوچشم منتظر را تا به کي بر آستان خانه مي‌دوزي

تو ديگر سايه فرزند را بر در نخواهي ديد

نخـواهي ديد نخـواهي ديد

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

که باران بلا مي‌باردت از آسمان بر سر

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر


دیدگاه ها